خوب از امروز تصمیم گرفتم که این وبلاگ رو فعال تر کنم تا ببینیم خدا چی می خواد و تا کی زنده هستم و می تونم بنویسم !!!!

امسال عید خوب بود و با هر سالم کمی فرق داشت و عیدی های خوبی هم گرفتم !چشمک

در مورد زندگی متاهلی هم باید بگم خوبه و خوش می گذره و مرحله جالب و خوبی است البته به شرطی که طرف مقابلتون هم آدم خوبی باشه و از کنار هم بودن لذت ببرید و خلاصه انتخابتون درست بوده باشه و  ...!

الناز جون در وبلاگ من و خواستگارنم !از من این سوال رو پرسیدن و من تصمیم گرفتم جوابش رو همینجا بدم تا همه دختر و پسرها بخونند

سلام ساله نو مبارک خوشحالم که ازدواج کردی ولی یه سوال دارم بهتر نبود به جای 34 ساله گی تو سنه 18 تا 22ساله گی ازدواج می کردی و از زندگیت لذت بیشتر می بردی و به جای زندگی با یه مرده 48 ساله با یه پسره 25 تا 30 ساله ازدواج می کردی و یه قهر بچه گونه می کردی و بعد یه اشتیه بچه گونه چقدر قشنگ بود اگه اینو می پرسم دلیلش اینه که من خودم زود ازدواج کردم من حالا 22 سالمه و 3 ساله ازدواج کردم و از زندگیم راضی هستم دنباله هیچ کدوم از این معیارها که شما می گین هم نبودم پدرم از نظره مالی خیلی خوبه هیچ مشکله مالی نداریم ولی شوهرم از نظر مالی متوسط هستن خودمم خیلی خوشگل هستم ولی شوهرم نه قد بلنده نه خوشگل نه پول دار  ولی من از همه دنیا بیشتر دوستش دارم چون یه انسانه واقعیه ما واقعا عاشق همدیگه هستیم خواهش می کنم جوابمو بدید تا همه بخونند و بهتر از زندگیشون استفاده کنند ببخشید اگه پر حرفی کردم  هدفم کمک به  دختر پسرای مجرده منم مثله خواهره کوچیکترت

جواب من به الناز عزیزم

ببینید من از اینکه تا این لحظه و سن صبر کردم تا فرد مورد نظرم رو انتخاب کنم احساس خوبی دارم و در حال حاضر همون چیزهایی که برای شما در  دوران عقد جذاب و هیجان انگیز بوده برای من و همسری هم همینطوره و از کنار هم بودن لذت می بریم .البته این حرفم دلیل بر این نیست که بگم سن ازدواج من خوب بوده یا سن ازدواج شما بد و ...منظورم اینه که ادمها وقتی احساس آرامش دارن که طرفشون رو دوست داشته باشن و  هم جهت باشن و ... چه فایده اگر من 18 سالم بود و شوهرم 25 سال ولی از کنار هم بودن احساس خوبی نداشتیم ! به نظرم کسی دوست نداره دیر ازدواج کنه و یا الکی گیر بده ولی باید فرد مورد قبولشم سر راه زندگیش قرار بگیره یا نه ؟!

حالا شما خدا رو شکر فرد مورد نظرت در سن پایین سر راهت قرار گرفته و لی این دلیل نیست که کسی که دیرتر از شما داره ازدواج می کنه یا سخت گگیر بوده یا غیر منطقی و ...!!!

و اینکه الان وقتی به گذشته خودم نگاه می کنم می بینم اگر تو سن 20 سالگی ازدواج می کردم شاید اینقدر احساس خوشبختی نمی کردم چون اون زمان معیارهای من با الانم خیلی فرق داشت و الان پخته تر و بهتر می بینم مسائل رو !

در مورد سن همسرم باید بگم والا به خدا من و همسری هم مثل شما ها عشقولانه هامون رو در می کنیم و برای با هم بودن لحظه شماری می کنیم و به همون اندازه و شاید خیلی عمیق تر نسبت به هم ابراز علاقه می کنیم و خدا رو شکر چون همسری هم ظاهر ماشالا جوونی داره و هم خیلی پر انر‍ژی هستش اصلا حس نمی کنم که اون 48 سالشه و شاید برای شما یی که از دور داری نگاه می کنی و در سن پایین ازدواج کردی این مسئله اینقدر خاص و بد به نظر بیاد !

من یادمه 20 سالم بود و دختر خالم تولد 31 سالگیشو جشن گرفت به شوخی گفتم باید ْآتش نشانی برای خاموش کردن شمعهاش بیاد و تو دل خودم می گفت حتما تو این سن اون پیر تره و ... ولی وقتی خودم به 31 رسیدم و مجرد بودم و شرایط اون رو داشتم حس کردم به همون اندازه 20 سالگیم احساس خوب و زندگی کردن و ... رو دارم !

به نظرم هیچ وقت نمی شه همه رو یکی دید آدمها و طرز فکرشون و معیارشون و شیوه و فرهنگ زندگیشون و حتی رسیدن به آرامششون با هم دیگه فرق داره من به شخصه از همون اول یک فردی با اخلاق و با فرهنگ ملاک اصلیم بود و احساس می کردم در کنار چنین کسی احساس آرامش می کنم و خدا رو شکر درسته دیر به هم رسیدیم ولی هر دو مون به آرامشی هم که می خواستیم رسیدیم !

دوست صمیمی من 19 سالگی ازدواج کرد و سن 30 سالگی طلاق گرفت با یک بچه 9 ساله و با هزار سختی !اون از من بیشتر به ازدواج علاقه داشت و به قول شما سخت نگرفت و سعی کرد با عشق زندگی کنه ولی طرفش اینطور فکر نمی کرد و برای همین زندگیشون و جوونیش خراب شد ! زمانی که من داشتم کار می کردم و پیشرفت دوستم در حال گذشت و سختی کشیدن بود !!! به نظرم مهم نیست که چه سنی ازدواج می کنی و همسرت در چه سنی است مهم اینه که با هم احساس خوشبختی و آرامش داشته باشن ! حالا تو نیمه گمشده خودت رو در سن پایین پیدا کردی و من در سن 33 سالگی ولی مطمئن باشن زیبایی دوران عقد من و همسری به همون قشنگی دوران عقد شما در همون سن هستش !چشمک