نمی دونم پست قبل و کامنتهایی که گذاشتن رو خوندین یا نه ؟!

ولی چیزی که به نظرم اومد این بود که واقعا دیدها و توقعات از زندگی و حتی تعریف آرامش آدمها با هم فرق داره !!

و نمیشه گفت اگر می خوای خوشبخت باشی زود ازدواج کن یا دیر !

به نظر من اگر بخوایم یک زندگی خوب داشته باشیم اول باید خودمون رو از قید و بندهای بی خودی که تو فرهنگمون هستش رها کنیم و اینکه حرف مردم چی می شه و ...

دوم اینکه خوب چشممون رو باز کنیم و راحت از هر کیسی نگذریم و خوب براش وقت بگذارید !

زندگی متاهلی خیلی خوبه به شرطی که همونطور که گفتم بعد از ازدواج زندگیتون با کیفیت تر باشه اونم فقط با پول و تحصیلات و سن و ... نیست با اخلاق و طرز فکره و تفاهم و داشتن یک خانواده خوب و ... هستش

واقعیت اینه که هر چیزی یک هزینه ای داره اگر بخوای مجرد باشی و سر خود و راحت که زیاد خودت رو درگیر مسائل مالی و شوهر داری و خانه داری و ... خوب باید قید لذتهای متاهلی و عشقولانه در کردنها وکنار هم بودن و خلاصه هزینه تنها موندن رو داره !

متاهل بشی کمی از آزادیهات بخاطر با همسری بودن و بعد دوران عقد وسط خانواده خودت و همسری گیر کردن و دنبال مسائل اول ازدواج و بعضی وقتها گذشتن از خواسته هاتو ... رو داره ولی در عوض در کنار همسرت احساس آرامش داری و تکلیفت برای آینده روشنه و از لذت با هم بودن استفاده می کنید !

خلاصه اگر خودم دختر دار بشم بهش می گم تا 27 سالگی حسابی تفریح کن و برای خودت زندگی کن بعد از اون  با یک کیس مناسب ازدواج کن که نه دیر بشه و نه زود که بخوای بگی کاش کمی جوونی کرده بودم و دیرتر خودم رو وارد مسئولیت می کردم !

 

+ بعد نوشت :

فک کنم یک برداشت اشتباهی شده از جمله من منظورم این نیست که دخترم 27 سالگی ازدواج کنه منظورم اینه که تو اون سن می تونه خوب باشه اگر کیس مناسب پیدا بشه ! و از اون به بعد به صورت جدی دنبال ازدواج و به فکرش باشه وگرنه اگر اینطور بود که خودم زودتر ازدواج می کردم دیگه ! البته امید وارم به مامان و باباش نبره که دیر ازدواج کنه !

ول کنید بابا از الان بشینم حالا برای دختر نداشتم نگران باشم!