یک استادی داشتم که چند سال در انجمن خوشنویسان  جهت تبدیل دست خط خرچنگ غورباغه ای به آدمیزادی  نزدشون آموزش خوشنویسی می دیدم یادش بخیر خیر سرمون مثلا تا دوره عالی هم رفتیم ولی چه فایده که مادیات و پول و کار و ... نگذاشت و هر چند وقت یکبار استادم برام پیغام می ده که کجایی بیا و ادامه بده و ... ولی متاسفانه واقعا وقت کافی ندارم البته باید بگم اینم نوعی بهانه جویی است بیشتر تنبلی می تونه آدم رو از این راهها جدا کنه !

خلاصه تو این چند سال چیزهای خوبی از این استاد بزرگ یاد گرفتم و مخصوصا اینکه یک استادی بود کنار استاد ما که کارهای خوشنویسی دکتر اللهی قمشه ای رو انجام می داد و کلی اهل دل بود و بسیار انسان ، یادمه قبل از اینکه این کلاسها رو برم کمی بد بین تر بودم و دیدم به دنیا و زندگی به این شکل نبود !

واقعا درست می گن هستی خودش ادم رو راهنمایی می کنه به اون چیزی که می خوای و دوست داری !

این استادم اولین چیزی که به من یاد داد که گاهی متاسفانه یادم می ره ! این بود که چطور زیبایی های زندگیم و از همه مهمتر خودم رو ببینم ،‌خودشم بسیار آدم ساده و بی ریایی بود و نظر بلند واقعا الان که دارم می نویسم دلم براش تنگ شد !

استاد وقتی سیاه مشقهای ما رو می دید می گفت دیشب معلومه حالت خوب بوده !‌یا بر عکس می گفت معلومه داشتی اینو می نوشتی زیاد حالت خوب نبوده و با حرص و عصبانیت نوشتی و ... به راحتی مثل یک فالگیر ماهر احساسهایی که زمان نوشتن داشتیم رو برامون می گفت و کلی برامون حرف می زد می گفت هر چقدر دلت صاف تر و ساده تر و مهربونتر و زیبا تر و زلال تر باشه بهترمی نویسی !به قول خودش می گفت هر چقدر به ذات خودت که جز پاکی چیزی نیست نزدیکتر بشی زیبا تر می تونی بنویسی ! وقتی زیبا بنویسی می تونی گذر زندگیتم زیباتر بنویسی و از اون لذت ببری !‌

همیشه می گفت اگر می خواین خوب زندگیتون رو بنویسید مثل همین خطی که سعی می کنید خوب بنویسید اول باید خودتون رو از هر بدی و بد بینی و حرص و دروغ و بد ذاتی و ... دور کنید و سعی کنید همه چیز رو خوب ببینید مگر اینکه به شما ثابت شده باشه که این چیز بده و ... اون زمان باید از اون چیز بد دوری کنید چون تاثیر و انر‍ژی بدی در زندگی شما می گذاره !

ادامه دارد ...

بعد نوشت :

بعضی از دوستان می گن چرا اینقدر نصیحت می کنی ؟!

بعضی ها می گن چرا اینقدر از ازدواج می نویسی ؟!

بعضی ها می گن قبلا آموزنده بود الان اینطور نیست ؟!

بعضی از دوستانم که به من خیلی خیلی لطف دارن و همیشه با کامنتهای خوبشون باعث دلگرمی من شدن

خدمتتون عرض کنم این وبلاگ کاملا شخصیه در مورد خودم و زندگیم و طرز فکرمه خیلی وقتها چیزهایی که می خوام به خودم گوش زد کنم اینجا می نویسم شاید به درد کس دیگه ای هم بخوره چون من خودم اعتقاد دارم هر شخصی به خودی خود پیامبر و پیام رسان افراد دیگه ای است و هر چیز در دنیا اتفاقی نیست !‌ شاید کسی مثل من باید این مطلب رو بخونه و یا گذرش به اینجا بخوره !‌مثل همین مطلبی که نوشتم چند روزه که یاد استادم و نحوه زندگیش افتادم و همین باعث شد گذشته ام و خاطره ام رو بخوام مرور کنم شما هم اگر دوست دارین بخونید شاید پیامی هم برای شما داشته باشه ! ولی اول از همه این برای دل خودمه و نصیحتی در کار نیست !

در مورد ازدواجم خوب من سالها درگیر این مرحله از زندگیم بودم تجربه و حرف زیادی در این زمینه داشتم و خدا رو شکر که به نتیجه دلخواهم رسیدم و الانم از داشتن همسری خوب و منطقی خوشحالم و دوست دارم در موردش بنویسم ! خوب این هم بخشی از زندگی منه که جدیدا واردش شدم و می نویسم برای آینده ای که ممکنه اونها رو فراموش کنم !‌و قدر زندگیم رو مثل امروز ندونم !

در مورد آموزنده بودن قبلا هم شما از نوشته هام خودتون برداشتهای متفاوتی داشتین باورتون نمی شه برید کامنتهای من و خواستگارانم رو بخونید ! خوب اونها هم خاطرات من بود و سعی می کردم مسائلم رو تجزیه و تحلیل کنم الان هم دارم خاطراتم رو می نویسم و ثبت می کنم و باز هم این  شما هستین که می تونید برداشتهای متفاوتی  از این مطالبم داشته باشید !

در مورد دوستای گلم که به من همیشه لطف داشتن هم باید بگم من همیشه با کامنتهای خوب و گرم و مهربونتون انرژی  گرفتم و باعث شده به نوشتن ادامه بدم