نمی دونم شما هم دقت کردید که چقدر جوانهای ایرانی از زندگی دلسرد شدند و بعضی از اونها بی هدف و سر درگم !ناراحت

دیروز با یک دانشجو ی فوق لیسانسی صحبت می کردم که داشت خودش رو برای آزمون دکترا آماده می کرد با اینکه موقعیت تحصیلی خوبی داشت و مطمئنا می توانددرجامعه شرایط خوبی رو داشته باشد از زندگی و شرایطش راضی نبود در کلامش نا امیدی بود و جالب اینکه می گفت دوستانشم همینطور هستند !تعجب

نمی دونم چند درصد از این افسردگی و ناامیدی و بی هدفی جوانها رو می توان به دوش جامعه چند درصد به سطح توقع جامعه از اونها یا چند درصد رو بر دوش خودشون بگذاریم چون واقعیت جامعه اقتصادی و اجتماعی کشور مان رو هم نمی تونیم نادیده بگیریم ، و در واقع به همه افراد جامعه فشار زیادی وارد می کنه ولی آیا می تونیم این مسئله رو انقدر بزرگ کنیم که تمام توانایی و نیروی درونی خودمون رو بخواهیم نادیده بگیریم سوال

به نظر من انسانها زمانی به سطح بالا و به کمال می رسند که در همین شرایط سخت بتوانند خودشون رو پیدا کنند و برای رسیدن به آنچه آرزویش را دارند از هیچ کار و تلاش و امیدی کم نگذارند همه ما شرایط سخت زندگی پرفسور حسابی را شنیده ایم که چطور در دوران نوجوانی زندگی کرده اند !

بهتره ما جوانها یاد بگیریم چطور در شرایط سخت و بحرانی بتوانیم باز هم نشاط و شادابی و امید خود را حفظ کنیم مژهچشمک