چقدر پاییز را دوست دارم
نسیم های  خنک و دلنوازش را
غروب غمگین ولی زیبایش را
نم نم بارانش را
صدای خش خش برگهایش را
پاییز جشنواره رنگهای زیباست
من احساسم را در پاییز می یابم  
مهر برای من تولد دوباره است
پاییز مرا یاد بزرگ شدن می اندازد
 یادمعلم قدیمی یاد پدر مدرسه ،
یاد میز و نیمکتهای مدرسه یاد بوی کتابهای جدید
 یادش بخیر
پاییز مرا به کودکی می برد،  به روزگاران سادگی و مهربونی و شیطنت !
پاییز مرا به جشن خاطره ها به جشن زیباییها می برد هر چند که گاهی دلم را می گیرد و از غم گرفتن آن می گریم  ولی باز دوستش دارم
پاییز تو دلم را قلبم را بزرگ می کنی و روحم را از قفس تنگ جسمم بیرون می کشی
 پاییز تو مرا یاد خودم می اندازد، یاد خدای مهربونم

 autumn-reflection.jpg

خدا رو شکر که بار دیگر پاییز را دیدم گریه