هر روز صبح از یکی ازمیدونهای بزرگ تهران عبور می کنم تا به محل کارم برسم ،‌مدتهاست یک پیر زنی روی ویلچر می شینه و دستش رو به سوی عابرها دراز می کنه !!! ظاهرا زیاد مشکلی نداره البته نیم دونم واقعا نیاز به ویلچر داره یا نه ولی خوب به نظر نمیاد خیلی بد بخت بیچاره باشه !‌البته یک بیماری داره فک کنم بدنش عفونت داره نیشخند چون تو مرداد ماه هم می دیدم لباس بافتنی تنش کرده !!!

هر روز که مجبورم از کنار رد بشم خیلی احساس بدی پیدا می کنم ،‌به چند دلیل یکی اینکه نمی دونم واقعا محتاجه یا نه ؟ نمی دونم چطور به خودش اجازه می ده با احساسات مردم بازی کنه ؟ چطور به خودش اجازه می ده راحت هر روز روی ویلچرش لم بده و از دست رنج دیگران استفاده کنه ؟ چطور شخصیت خودش و خانواده اش رو زیر سوال می بره ؟ چطور با این سن در حالی که باید برای دیگران گیس سفیدی کنه و بزرگی میاد و خودش رو آواره خیابون می کنه ؟ چطور شخصیتش قبول می کنه که دستشو جلو هر نا کسی دراز کنه ؟ چطور...

می خوام بگم فقر این کار رو کرده می بینم خیلی از محرومین و فقرا هستن با آبرو دارن سیلی خودشون رو قرمز می کنند ! 

این مسئله از زمانی برام سخت تر شد که یک روز تو ماه رمضون امسال دیدم چند آقا که معلوم بود از کارمندهای یکی از وز.ارتخونه های هم بودن چند کیسه برنج و روغن و فک کنم کمی حبوبات و ... رو به این خانوم دادن ،‌حداقل فک کنم برای یک خانواده 4 نفره به مدت 6 ماه جوابگو بود و می تونست خودش و خانواده اش رو سیر کنه تازه اگر خودشم تنها باشه هم می تونست یکسالی رو سر کنه !!!

ولی باز دیدم فرداش اومده و دستش رو به سمت من دراز می کنه کلافه خدایا چقدر ادم بدبخت می تونه باشه ؟؟!

دوست داشتم باز اون چند تا آقا رو می دیدم و می گفتم کاش واقعا اون چند کیسه برنج و ... رو به دست مستحقش می رسوندی؟

این در حالی بود که یکی از آشناها می خواست پولی رو به دست فقیری برسونه منم یاد یکی از همکارام افتادم که می گفت شوهرش تو سد سازی یکی از شهرهای دور افتاده و ... مشغول کاره و مردمان روستای نزدیک محل کارش بسیار فقیر هستن برای همین اون پول رو به دست شوهر همکارم رسوندم ،‌فقط خواهش کردم به دست مستحقش برسونه ،‌بعد از یک هفته شوهر دوستم خبر داد که این پول رو به یک خانواده خیلی فقری رسونده و تا پول رو بهش داده اشک ریخته و گفته اینو خدا رسونده ما واقعا محتاج همین پول بودیم حالا این پول چقدر بود 20 هزار تومن باورتون می شه ، حالا همکارم می گه اون فرد هر دفعه که اینو می بینه این فرد رو دعا می کنه و باز هم تشکر می کنه و ... نه برای اینکه باز بهش بده چون گویا کسی اونها رو شناسایی کرده و این پولها رو می دونند واقعا به کی بدن ،‌به این دلیل که ادم با شخصیت و نیاز مندی بوده و قدر شناس نه مثل این خانم گدا که چند کیسه برنج و روغن و ... چشم و دلش رو سیر نکرده ! در حالی که من مطمئنم اگر اونها رو حتی می فروخت بیشتر از 100 هزار تومان هم پول بدست می آورد نه 20 هزار تومن!!

قضاوت رو به عهده خودتون می گذارم خوبه که بتونیم افراد مستحق رو شناسایی بکنیم و زود تحت تاثیر این فریب کاریها قرار نگیریم !

خدا می دونه چه افراد نیاز مندی که شب سر گرسنه زمین می ذارن ولی حاضر نیستن تو خیابون راه بیوفتن و از دست رنج دیگران به راحتی استفاده کنند !

خدا کنه این پستم رو یک گدایی نخونه وگرنه منو دار می زنند نگران