محل کارم یک حیات خلوت داره که نورگیر طبقات هم حساب می شه ،تو این فضا لوله های زیادی رفتن نمی دونم مال چیه شاید گاز چون لوله های بزرگی هستش ،‌روی این لوله ها یا کریم ها لانه ساختن و جالبه هر دو سه ماه میان اینجا یکم راست و ریستش می کنن و چند تا پوشال می ذارن و بعد از چند روز دو تا یا کریم ها کلی جیک تو جیک می شن و بعد یک یا کریم می مونه و یک لانه و دو تا تخم ،‌اون یکی هم مدام در رفت و آمد ه و نمی دونم فک کنم برای این خانمش غذا میاره !و خلاصه بعد از چند وقت هم دیگه از این آقا یا کریمه خبری نمی شه و عملا این خانم یا کریمه می مونه و تخمهاش و تنهایهاش!

بعدشم اینقدر صبورانه و با حوصله می شینه که دلم براش می سوزه براش نون خشک می ذارم نمی دونم می خوره یا نه ؟

و هر کاری هم بکنی از روی تخم هاش بلند نمی شه که خدایی نکرده آسیبی نخوره و ... بعد هم جوجه ها در میان و باز هم صبورانه می شینه و تنهایی اونها رو رسیدگی می کنه و گرم نگهشون می داره و غذا میاره و ... بعد هم که بزرگ شدن هم بچه هاش هم خودش پر می کشن می رن!و من می مونم و یک لونه خالی واقعا گاهی اوقات دلم براشون تنگ می شه !

 

داشتم فک می کردم مهر و صبوری و گذشت مادری بینه همه موجودات وجود داره از انسان تا حیوانات اهلی و وحشی و پرنده ها و ... خوبه که قدر مادرهای خوبمون  رو بدونیم !