چند روزه یک چیزی شنیدم از یکی از همکارم خیلی ناراحتم !

ایشون یک خانم خیلی خوبی داره و همیشه اتفاقا از خانواده خانومش خیلی تعریف می کنه ! و البته منم با خانمش صحبت کردم و برخورد داشتم واقعا هم همینطوره و خانم بسیار خوبیه ،‌حالا این خانمش تنها یک برادر عتیقه داره !

جریان از این قراره که  پدر زن و مادر زن این آقای همکار چون بعد از 3 تا دختر خدا بهشون یک پسر کاکول زری داده و خیلی هم خوشحال بودن و خلاصه بیش از حد بهش توجه و محبت کردن و بجای یک پسر قوی و محکم  و مرد  یک پسر دست و پا چلوفته و بی خاصیت و لوس و پر توقع بار اوردن !!!

از قرار معلوم با اینکه خانواده مذهبی هم هستن این پسر لوس علاقه زیادی به جمع اوری دوست دخترهای متفاوتی داشته !! یک چیزی تو مایه های تمبر جمع کردن بعضی ها !!نیشخند

خلاصه از بین این دوست دختران یکی سوگلی می شه و این پسر لوس انتخاب می کنه ! حالا خانواده هم مخالف و علتشم این بوده که دختری که دوست بشه به درد زندگی نمی خوره و اینم حجابش خوب نیست و باید یک دختر چادری بگیری !!! از این پسر آره و از اینها نه !!! تا اینکه به فکر مبارک مادر  جانشون می رسه که اصلا می ریم براش دختر فلان فامیل رو می گیریم که تو یکی از روستاهای یکی از شهر های ایران هستش !!! که هم حجاب داره ! هم کار کنه ! هم خانواده اش رو می شناسیم !هم برای اینکه بیاد تهران این پسر لوس رو قبول می کنه ! هم اهل زندگیه و پاکه !!!

حالا ایندفعه از پسره نه از اونها آره ! که طبق معمول فرهنگ ایرانی خانواده ها برنده میدان هستن و این آقای لوس دوماد می شه !!!

ایشون که با انواع و اقسام  دخترها ی جینگول پینگول دوست بودن با یک دختر روستایی ازدواج می کنه !!!

گویا از همون روزهای اول با هم سر مسائل ظاهری و برخوردی  ... مشکل داشتن که زیادم دور از ذهن نیست !!!

مثلا پسره توقع داشته ایشون شلوار مبارکشون رو از زیر دامنشون در بیارن یا با روسری نگرده تو خونه ولی عروس خانم قبول نمی کردن ! یا نمی دونم توقع داشته به ظاهر و آرایش و اینها برسه ولی گویا عروس خانم اینها رو کارهای بدی می دونند که مخصوص زنهای بد.کاره تو خیابونهاست (البته دور از جون خانمهای مرتب و قرطی)چشمک

بعد از این داستانها به این عروس خانم می گن زودی بچه بیار این سرش گرم بشه !!! و از قرار معلوم این آقای داماد لوس هم معتاد شدن !به قولش از دست این زنه و فراغ و جدایی از معشوقش !!! ولی کسی هم  نمی دونسته !

بعد از چند ماه این عروس خانم باردار می شه و به سلامتی بعد از خوردن کتکهای مفصل و بد رفتاری  و گوش ندادن به خواسته های همو بد بختی صاحب یک فرزند می شن که دو جنسیه !!!! گریه اون زمان من گفتم هر چی سنگ مال پای لنگه !!! ناراحتولی الان که علت اون رو فهمیدم می گم خود کرده را هیچ تدبیر نیست !! فقط دودش رفته تو چشم این بچه طفل معصوم !!!

دکترها گفتن مصرف مواد مخد.ر پدر یا مادر  اونم از نوع شیشه باعث این مشکل می شه !!!! قابل توجه مخصوصا آقایونی که این مواد رو استفاده می کنند !!!!!!!!!!!!

جالب بدونید بعد از به دنیا اومدن و قهرها و آشتی های زیاداین خانم باز هم باردار شدن !!!!!!!!!! حالا بچه اول ٢ ساله !!!!

بعد از اون هم وقتی دیدن همه اینها رو مقصر می دونند و کلی دعواشون کردن زنه می گفته من نمی خواستم این پسره لوس می خواسته اونم می گفته اون باید قرص می خورده !!!!!!!!!! (البته اینها رو خانم همکارم تعریف می کرد) وقتی ببخشید آدم بی عقل و بی مسئولیت باشه مسئولیت کارهای خودشم قبول نمی کنه دیگه !!!

و تازه فک کنم  از ماههای ۵ به بعد این خانم رفته خونه باباش قهر و بعد هم شکایت و گذاشتن مهریه و ... این همکارم و کسای دیگه هم خیلی خواستن پا در میونی کنند و آشتی بدن ولی این آقای لوس گفته نه اون بچه هم مال خودش من که نمی خوامش !!! بچه اولی هم پیش باباشه ! در واقع پیش مادر پسره ! از این طرف هم خیلی بیشتر و آشکارتر هم معتاد می شه و حسابی اوضاعش بهم می ریزه ! و چند بار هم بردن خوابندنش و هزینه کردن باز همون آش و همون کاسه شده !!! از کاری هم که داشته بیرونش می کنند و گویا سنوات خدمتشم بخاطر مهریه زنش بهش نمی دن و ...

چند روز پیش دیدم همکارم با ناراحتی اومده و به من می گه فیش حقوقم رو یک پرینت بده می خوام برم برادر زنم رو آزاد کنم بخاطر مواد گرفتن و ...  این بنده خدا هم حسابی درگیر این برادر زنش شده !خودش می گه خانمم دیگه همش در حال غصه خوردن این برادر و بچه هاش هستش و زندگی ما هم داره بهم می ریزه و حوصله دو تا بچه خودمونم نداره و تا هر مشکلی هم پیش بیاد به زن من می گن و اونم به منو همش درگیریم و ... !!! د رواقع این پسره لوس و بی مسئولیت زندگی چند نفر رو بهم ریخته !هر چند مادر و پدرشم کم مقصر نیستن !

از این طرف هم برای درمان بچه اولی کلی در تکاپو هستن که تا کوچیکه در مانش کنند و ... که می گفت نمی دونم مشکلش چطوره که تو هلند این عمل رو بهتر انجام می دن و اونم هزینه بالایی داره ! و الان در به در به دنبال یک دکتر هستن و ... از اون طرف هم می گن خانمش زایمان کرده (یک دخمل کوچولو) چند ماه و نمی ره براش شناسنامه بگیره و فقط خانم همکارم می گفت یکبار این دیدتش و خیلی هم خوشکله و کلی تعریفشو می کرد !و حالا این مرد ... (در جای خالی هر فحشی خواستین بگذارید ) می گه من این زن رو طلاقش نمی دم تا گیساش رنگ دندونش بشه !!! تعجب و از طرف دیگه اومده و گفته جدیدا با یک خانومی اشنا شدم و تمام شرایط منم قبول کرده و می خوام باهاش ازدواج کنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!سبز یکی نیست بگه اینهایی که زایدی بزرگ کن زن گرفتنت پیش کش !!! و جالب اینکه برادر دختره که اتفاقا می گه یکی از نفرات اول دانشگاه شریف هستن به این آقای همکارم گفته به این برادر زنت بگو بیاد خواهرمو طلاق بده می خوایم شوهرش بدیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!تعجب فعلا تا همینجا خبر دارم و تا همین جاشم تو کار این جماعت موندم والا !!!!

این داستان غم انگیز رو برای این نوشتم که همه ما بدونیم هر چی بلا هستش خودمون سر خودمون میاریم اونم بخاطر بی فکری و بی مسئولیتی و ... خدا کنه هیچ مردی به راه مواد نره و کمبودهای روحی و شخصیتی خودش رو اینطور جبران نکنه که روزگارش بدتر از بد می شه ! و هیچ پدر و مادری با محبت زیادی بچه خودش رو به چاه نندازه و هیچ زن و مردی از دو جنس فکری متفاوت ازدواج نکنند و هیچ زنی با وجود مشکلات شوهرش بچه دار نشه !! و  هیچ انسانی این روزهای بد رو تجربه نکنه !گریهو اینکه خدا هیچ کس رو به خودش وا نگذرد که بد دردیه !!!!