چند روز پیش برای اینکه زودتر برسم و پشت ترافیکهای خیابون ولیعصر گیر نکنم سوار اتوبوس شدم که بلکه زودتر برسم خوب بالاخره این اتوبوسها رو برای همین گذاشتن دیگه !!!! که سریع سه سوته برسی به مقصد !

زمان شلوغی بود در اتوبوس رو که باز کرد ادم بود که می  ریخت پایین !! این تبلیغه هستش نشون می ده آدمها همه بهم چسبیدن با اون هیکلهای وحشتناکشون مثل همونها !منم تصور کنید مثل همون مرده که به زور از بین اونها حرکت می کنه خودمو زور چپون سوار اتوبوس کردم !زبان وقتی سوار شدم یک احساس پیروزی وصف ناپذیری به من دست داد که تا حالا تجربه نکرده بودم !چقدر این اتوبوسها خوبه روی همه چیز آدم اثر داره !

تو اتوبوس به اون شلوغی یک دختره هم دعوا با دوست پسرش ! همراه با فحشهای آب دار !!!!!!!!!! اونم چی بغل گوش من! به جای پسره داشتم سکته می کردم !!! و به جای این دختره از خجالت آب می شدم !!!!

 گوشی رو قطع کرد و بعد با یک دوست پسر دیگش تماس گرفت و گفت سلام عزیزم کجایی ؟! چشم  عزیزم حتما میام چیزی نمی خوای سر راه برات بخرم !دوستت دارم بوس !!!!!!!!! تعجبواقعا این خانمها چقدر توانایی دارن هم زمان هم می تونند آخر خشن باشن و عصبانی بعد از چند ثانیه مهربون و لطیف و ملوس و دوست داشتنی ؟!!!

اون طرف تر سر درست و ایستادن و  دستشون رو گرفتن با هم در حال جر و بحث بودن !

بیشتر مسافرها خسته بودن و از این جر و بحث احساس بدی داشتن !

نا گهان به یک ایستگاه رسیدیم و تعداد زیادی پیاده شدن ! زمان پیاده شدن چنان با هیجان اینکار رو انجام می دادن که بیشتریها با آرنجشون به شکم و سینه همه خانمها می زدن و می رفتن !! ولی خوبیش این بود عضلاتمون قوی شدن  و از هون روز متوجه شدم شکمم خیلی کوچیکتر شد هم بخاطر فشار زیاد و هم ضربه های همشهریانم و هم گرمایی که تو حموم سونا هم نمی تونید تجربه کنید !! یک چیزی وسط سونای خشک و بخار بود !!!نیشخند

در همین لحظه که داشتم بر خودم لعنت می فرستادم! ازته دلم از خدا خواستم یک صندلی خالی بشه و من از این وضعیت وحشتناک خارج بشم !!

که دیدم بر عکس همیشه فرشته ها دعایم را زودتر نزد خدا بردند و یک صندلی خالی جلوی روم ظاهر شد ! ولی از آنجایی که همیشه دختر مودبی بودم و هستم از خانم کناری درخواست کردم بنشینند ولی خدا می داند که ته دلم راضی نبود !!زبان

ولی خدا رو شکر ایشونم گفتن ایستگاه بد پیاده می شوند و منم سریع پریدم و بر صندلی پادشاهی نشستم !!!

انصافا صندلیهای خوبی دارند ! در همین هنگام یک خانم پیری که کنار دستم بود گفت واقعا زنهای ایرانی خیلی زیبا هستن !! حیف که فقط فرهنگشون یکم پایینه و هم اینکه مجبورن این چادرهای سیاه و روسریهای گل منگولی رو روی سرشون بندازن !!! بعد رو به من کرد و گفت دیدی این چند وقت که مصر و یمن رو نشون می داد بیچاره ها زنهاشون چقدر زشت هستن  ! منم یک دفعه یاد خواننده ها و رقاصه های عربی افتادم !!! موندم چی بگم !! این شد که یکم با دقت تر به چهرهاشون نگاه کردم !دیدم راست می گه خدایی اگر اینها روسری و مقنعه و چادرهاشون رو بردارن قطعا زیبا تر از این حرفها هستن !!! یاد حرف برادرم افتادم برای شرکتشون مهمان خارجی از مالزی اومده بود و ایشون بخاطر زبانش مامور بردن اونها برای تفریح و نشون دادن مناظر دل انگیز و اثار باستانی تهران بودن !! و اینکه گفته بودن چقدر دختران و زنان ایرانی زیبا هستن ولی زنان کشورم به این زیبایی نیستن !!! بنده های خدا ! این شد که از ته دلم برای زیبایی که به دختران و زنان ایران زمین داده خدا رو شکر کردم !باشد که این آقایون ایرانی قدر بدانند !!!

بعد از این همه داستان و بعد از 49 دقیقه به مقصد و ایستگاه مورد نظر رسیدم و با بیچارگی و به مدد قوای جسمانی خود به بیرون رسیدم !!! کارت اتوبوسی که در همه جای اتوبوس تاکید کردن که از ان استفاده کنید و امروزی باشید و مدرن و الکترونیکی رو در آوردم که به کارت خوانی که  در قسمت زنان باید نصب باشد بزنم ولی دیدن راننده برای  مطمئن شدن از زدن کارت خانمها به جلو انتقال دادن  تا خدایی نکرده پول حرام به خانه نبرم !!! دیدین می نویسن تو اتوبوسها ندادن بلیط مال حرامیست که شما به منزل می برید و از این حرفها !!!! اینو تو خیلی از جاها باید نصب کنند مخصوصا جاهای بزرگ و بازار و بالای سر مدیران و ... !!!!! ولی نمی دونم چرا اینو فقط تو اتوبوس زدن و تن همه را برای 25 تومان به تکان می اندازند !! هر چند یادم نبود این اتوبوس به بخش خصوصی واگذار شده و فرق دارد !!! بله کارت به دست رفتیم جلوی اتوبوس مردی با عصبانیت گفت خاموشه  !!! من سریع دستم رو تو کیفم کردم تا 100 تومانی بیرون بیارم و بدم به راننده بدهم !!! ولی یک دختری که کنار من بود و  کارت به دست بود اعتراض کرد که چرا این خرابه من پول خرد ندارم اصلا شما چرا اینو خاموش کردین گفت خرابه !گفت خوب درستش کنید نوشتن باید کارت بزنید منم کارت می خوام بزنم خرد ندارم ! یکدفعه ای راننده با خشم و عصبانیت و با لحنی بد اومد پایین و گفت می گم خرابه کرایتو بده !!! دختره که از این نوع برخورد ناراحت شد گفت نمی دم می خوام کارت بزنم !آقای نه چندان محترم راننده رفت تو سینه دختره و گفت میدی یا چپ و راستت کنم و کلی فحشهای بدی که به یک زن خیابانی داده می شد به این دخترک نهایت 23 سال داد !!! منم تو شوک مونده بودم ! از طرفی پشت این دختره میلهای وسط خیابون بود و دختر بیچاره جایی برای کنار رفتن نداشت و این مرده هم داد می زد و می گفت می دی یا دندونهاتو بریزم پایین !! اینقدر تو شوک بودم که اصلا به ذهنم نرسید که این دویست تومنی که دستم هستش و باید بقیه اونو بده بگم آقا بیا اینم کرایه منو این خانوم بعد از ماجرا یادش افتادم !!!

دختره که رنگش مثل گچ سفید شده بود و بین میله های آهنی و این مردک راننده قرار گرفته بود رو به آقایون خنثی ایی که تو اتوبوس نشسته و ایستاده بودن و مثل یک فیلم سینمایی هیجان انگیز به این تراژدی نگاه می کردن کرد و گفت اینه غیرتتون !!! اینکه یک مرد بیاد و به من این حرفها رو بزنه و بگه می زنمت و ... ! مردک راننده هم بدتر کرد و بازم فحشهای بد داد !!! اقایونم انگار نه انگار این دختر بهشون چیزی گفته باشه دور از جون بقیه آقایون با غیرت مثل سیب زمینی بازم بر و بر نگاه کردن !!! منم ترسیدم چیزی بگم و چیزهایی که لایقم نیست از زبونش بشنوم !!! تمام بدنم به لرزه افتاده بود ! تحمل این همه توهین رو به یک هم جنس خود نداشتم !ولی کاری هم از دستم برنمیومد چون مردک دیوانه بود !!! تا اومد دستشو بالا ببره و بزنه تو صورت دختر گفتم آقا ما هم که می خوایم پول بدیم شما نمی گیرین و پشت منم همه خانمهایی که تو شوک بودن گفتم بله ما عجله داریم و ... این شد که حواسش به ما رفت و منم که در شوک بودم فقط 200 تومن رو دادم و برای گرفتن قیه پولم نایستادم  !!! پولی که بخاطرش بدترین توهینها رو به یک انسان به کسی که جای دختر خودش بود کرد !!! پولی که بخاطر اعتراض یک دختر جوان برای تضاد در دستورها و تاکیدهای مسئولان بود و می گفت مگر نمی گن فقط با کارت الکترونیکی مبلغ خود را پرداخت نمایید چرا خاموش می کنی !!

آخر دخترک بخت برگشته 5 هزار تومن انداخت تو اتوبوس و رفت !!! و اون مردک راننده اونو برداشت و بقیه پول مرا هم نداد و گازش رو گرفت و رفت !!!!شایدم در دلش خوشحال که دیدی بالاخره حقم را گرفتم و حسابی تنبیه اش کردم و ...!!!!!

از ته دلم خدا رو شکر گفتم که کرایه ام را دادم و به شهرداری و این راننده بدهکار نشدم و مال حرام به خانه نبردم !!! ولی کاش بالای سر این راننده هم این جمله رو می نوشتن !ایشون 5 هزار تومن پول حرام جلو چشمان من برد برای دخترک ناز نازی باباش !

بد هم می گیم چرا همش گرفتاریم !! مریضیم !

و من سریع و سیر و با 1 ساعت و نیم تاخیر به مقصد رسیدم و خدا رو شکر کردم که چقدر این وسائل نقلیه عمومی در شهر زیاد است و من به راحتی می توانم از هوای پاک آن استفاده کنم و هم می توانم سریع تر به مقصد برسم اونم در آرامش و اسایش !

اوه سرم درد گرفت فک کنم هنوزم هوای سنگین اون فضای اتوبوس در خاطراتم باقی مانده !