احساسات دخترانه

یادمه پاییز سال 89 وقتی خسته و کوفته از سر کار رفتم خونه یکی از خانمهای فامیل خونمون مهمون بود ،‌این خانم یک دختر داره که از من 5 سال کوچیکتره

وقتی رسیدم رفتم یکم به خودم رسیدم و اومدم و شروع کردیم به صحبت از اینو و اونور بعد ازم پرسید چه خبر از ازدواج و ... گفتم هیچی !بعد با یک حالت نصیحت به من گفت ببین ستاره جون تو دیگه سنت داره می ره بالا اگر بخوای همش بری سر کار و بیای خونه اونم با این همه خستگی و ... تو نمی تونی با کس مناسبی آشنا بشی و ازدواج کنی این خواستگارهایی هم که اینو اون معرفی می کنند ایده نداره سنتیه و ...

بعد گفت ماشینتو کی تحویل می دن گفت بهمن ،‌گفت خوب خیلی خوبه اونو که گرفتی روزهای تعطیل و یا شبهای تعطیلات که مردم برای تفریح می رن بیرون تو هم برو کمی خیابون بگرد ،‌تو همین پاساژهای معروف و دور و بر خودمون می دونی از کجاها میان اینجا تو که نزدیک خونتونه ،‌برو با پسرها دوست شو از تو همینها شوهر درمیاد و ... 

مامانم می گفت نه بابا ستاره خواستگار زیاد داره ولی خوب هر کدوم یک جور هستن و می گه بهم نمی خوریم گفت نه اونها بدرد نمی خوره !

نام به اون نشون که من با روش نیمه سنتی و معرفی ازدواج کردم و دختر ایشون با پسری که از قبل از ازدواج و آشنایی من و همسری دوست بود هنوز درگیره و یک روز گریونه و یک روز خندون و تکلیفشم روشن نمی کنه و تازه با هزار سیاست پسر رو نگه داشتن ولی خانواده پسر مخالفه و نمی گذارن اونها ازدواج کنند و دیروز شنیدم که بهم خورده و این خانم فامیل گریه کرده به مامان گفته چند ساله این دختر رو اسیر خودش کرده و امروز فردا کرده حالا خانواده اش می گه نمی گذارن و ... دخترم هم چند روزه تو اتاقشه و در نمیاد بیرون و ... من بارها شنیدم که این پسر به هر بهانه ای خوسته از این رابطه بیرون بیاد ولی چون اینها می خواستن به ازدواج برسه دلشون رو خوش بعضی حرفها و ... می کردن و واقعیتها رو نمی دیدن

من نمی گم دوستی خوبه یا بده من می گم دختری که دوست داره ازدواج کنه نباید خودش رو اسیر یک رویا و توهم و فکر و خیال بکنه پسری که بعد از 6 ماه ارتباط هنوز نمی دونه می خواد چیکار کنه و همش بهانه میاره و ... یعنی آقاجون نباید بهش اعتماد کرد این همسر بشو نیست !

اگر شما همه فکرتون رو به کسی بدین که ارزش این همه صبر رو نداره و نتیجه اون ازدواج نیست فقط خودتون رو از زندگی متاهلی و ازدواج دور کردین چون تا زمانی که با یک نفر شما دارین وقت می گذارین چشمهاتون کسی رو خوب نمی بینه ،‌حساتون کار نمی کنه که کسی رو به طرفتون جذب کنه ،‌منطقتون ضعیف می شه

اگر می خواهید فرد جدیدی وارد زندگی شما بشه باید سریع فرد قبلی رو فراموش کنید کسی که ارزش این همه فکر کردن و غصه خوردن رو نداره چون اون ارزش و حرمت شما رو حفظ نکرده و فرد لایقی برای شما نبوده پس ارزش فکر کردن و گریه و غصه خوردنم نداره پس بهتره سریع خودتون رو جمع و جور کنید و از فکر اون بیرون بیاید 

 هر روز به خودتون بگید شاید امروز نیمه گمشده خودم رو پیدا کنم اون زمان است که می بینید چطور همسر مورد علاقتون بطرفتون  میاد فقط باید صبور بود و خوب حواستون رو جمع کنید که وقت و دل و احساس و حرمتهاتون رو ارزون نفروشین

 دخترهای عزیز مراقب خودتون باشید ،‌هر طور که شما رفتار کنید و اجازه بدین با شما برخورد می شه به این پسرهای بد جنس که برای وقت گذرونی با کسی حرف می زنند تا کمبودهاشون رو جبران کنند و به پسرهای که با بزرگ نمایی و خوب نشون دادن خودشون سعی دارن نظر دختر رو جلب کنند و در آخر رها می کنن و می رن به بهانه های مختلف اعتماد نکنید ارزش شما بیش از اینه اگر منو شما مراقب خودمون باشیم و برای خودمون ارزش قائل باشیم هیچ مرد و پسری به خودش اجازه نمی ده با ما بازی کنه .

وقتی پسر رفت ازش نخواهین بر گرده چون اون پسر موندنی نیست تازه اگر برای مدتی برگرده از شما بیشتر سواستفاده می کنه چون می دونه شما ترکش نمی کنید و پاش هستین

/ 0 نظر / 5 بازدید