تاکسی شاد

امروز صبح مثل همیشه منتظر تاکسی بودم که یک تاکسی جلوی من ایستاد که هم مسیر من بود قبل از وارد شدن روی در نوشته شده بود با لبخند وارد شوید ! خود بخود کمی لبهایم باز شد وقتی وارد تاکسی شدم پر بود اسباب بازیهای با مزه و قدیمی !‌

راننده مسن و مرتبی بود و سعی می کرد آرامش و مهربونی و انسانیت رو یاد آور مسافرانش کنه

برعکس راننده های دیگه می گفت هر چقدر دوست دارین کرایه پرداخت کنید

یاد راننده ای افتادم که کرایه اش رو از حد معمول بیشتر می گرفت چون روز بل رفته بوده روغن خوراکی بگیره گرون شده بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و هر کسی از ماشینش پیاده می شد نه بخاطر 200 تومن بلکه بخاطر زورگویی این آقا با عصبانیت خارج می شد

این آقا با شکلاتم از ما پذیرایی کرد و کلی برامون آرزوی خوب کرد این شد که وقتی از تاکسی پیاده شدم با اینکه دیرم شده بود با لبخند پیاده شدم

ایشالا روزیش زیاد باشه و آرامشش فراوان

 

 

/ 0 نظر / 2 بازدید