دوران طلایی من

هر کسی تو زندگیش یک دوران طلایی داره ،‌من فکر می کنم دوران طلایی من زمانی بود که به کلاس انجمن خوشنویسان می رفتم یک استاد خوب و مهربان و با صفا کسی که ما رو به درونمون می برد و سعی می کرد بیشتر خودمون رو بشناسیم کسی که زیبایی و خدا رو به من نشون داد تا اون زمان خدا برای من معنی دیگه ای داشت ولی از اون روزها به بعد دیدم به زندگی و دنیا تغییر کرد

وقتی دید آدم به خدا تغییر کنه واقعا دیدش به زندگیشم عوض می شه از همون روزها بود که به خدا اعتمادم بیشتر شد البته اینم بگم که خیلی وقتها هم همه چیز یادم می ره چون از خدا دور می شم ولی بعد از چند روز و ... باز هم به طرفش می رم چون خدایی که من می شناسم عاشق بنده هاشه

یادمه اون روزهاتو هر اتاق دو تا استاد بودن که با بچه هاشون تمرین می کردن و... یکی از اون استادها کسی بود که کتابهای دکتر قمشه ای رو خطاطی می کرد و همین باعث می شد فضای اون کلاس زیبا تر و عرفانی تر بشه

از همون روزها بود که من سخنرانیهای دکتر قمشه ای رو از شبکه 4 دنبال می کردم  و کتابهای نویسنده بزرگ پائولوکوئیلو رو می خوند الان که فکر می کنم می بینم چقدر دنیای اون روزهای من با معنی تر و زیبا تر بود ! چقدر حسم قشنگتر بود ولی حیف اینقدر درگیر کار و روزمرگی شدم که اون روزهای طلایی رو فراموش کردم

در اون روزهای طلایی اینو یاد گرفتم که اگر بخوام به خدا برسم اول باید به خودم بیام

الان چند روزیه تصمیم گرفتم زندگیم رو کمی تغییر بدم و اینجا می نویسم که فراموش نکنم

1- از امروز می خوام کتابهای پائولو برو بخونم چون تاثیر خیلی زیادی روی من و زندگیم داشت

2- امروز می خوام برم و کمی خونمو تغییر بدم  چون دوست دارم وقتی درونم داره تغییر می کنم در محیطم زندگیم هم تغییر کنه  البته نمی خوام چیزی بخرم و ...فقط می خوام کمی لوازم رو تغییر بدم

3- از امروز در روز 15 دقیقه مدیتیشن می کنم

 4-از امروز دلم رو با صفا تر می کنم و لازمه اون اینه که همه رو ببخشم و قبول کنم که هر کسی یک جوره و اونها رو همونی که هستن دوستشون داشته باش

5- از امروز می خوام زیباییهای دور برم رو بیشتر ببینم

6- از امروز می خوام مثبت اندیش تر بشم و کمتر غرغر کنم به خودم و کارم و خستگیم و ...

7- از امروز می خوام بیشتر به ظاهر خودم برس چون وقتی درونم می بینه همه چیز داره تغییر می کنه اونم به وجد میاد و بیشتر به این سمت می ره که باید تغییراتش بیشتر بشه  من درونم رو می شناسم چون خیلی بازی گوشه باید حتما گولش بزنم نیشخند

8- غذاهای سالمتر و گیاهی بیشتر مصرف کنم

9- سعی کنم در روز چند ساعت رو پیاده روی کنم شاید بعد ازکار کمی از مسیر به خونه رو پیاده روی کنم و از وسط راه تاکسی سوار بشم

10-بیشتر به داشته هام فکر کنم و بابت اونها بیشتر از خدا تشکر کنم

 من آرامش رو از همین لحظه احساس می کنم

اولها فکر می کردم باید این کار رو بدون اینکه کسی متوجه بشه انجام بدم و ... ولی در حال حاضر فکر می کنم باید به نزدیکهام بگم تاخودم بیشتر مراقب رفتارهام باشم و به فراموشیم نسپارم البته تا ببینم خدا چی می خواد

 

 

/ 0 نظر / 2 بازدید