مراحل صحبت کردن و آشنایی قبل از ازدواج

چند تا از خواننده ها در مورد صحبتهای دوران آشنایی و شناخت و ... پرسیدن هر چند بارها و بارها نوشتم و گفتم ولی می خوام این بار در این پست مخصوص بنویسم و به این نام که مجبور نشم باز هم بنویسم چون خدای من واقعا درگیر مسائل کاری خودم هستم و هر پست رو در چند مرحله می نویسم تا تموم می شه و فرصت جواب دادن به ایمیلها رو ندارم پس تا می تونید خصوصی زیاد نگذارید چون برام جواب در کامنت دادن برام راحتتر است تا ایمیل زدن

اول از همه بگم من به شخصه از یکی از مشاورهای دادگاه خانواده و استاد دانشگاه و مشاور خانواده شنیدم که خود این افراد از کتاب آیا تو آن گمشده ام هستی استفاده می کنند و فقط با فرهنگ ایرانی تطبیق می دن و ساده تر بیانش می کنند پس بهتره این کتاب رو بخونید

دوم هیچ وقت فقط برای اینکه بی شوهر و یا بی زن نمونید ازدواج نکنید

سوم هیچ وقت برای چیزهایی که می تونید به دست بیارید ازدواج نکنید ،‌مثلا با کسی که اخلاق خوبی نداره ولی پولداره ازدواج نکنید . یا کسی که فرهنگ و خانواده خوبی نداره ولی تحصیلات بالایی داره ازدواج نکنید و...

چهارم بدونید خوشبختی و آرامش شما وابسته به هیچ کس نیست چون یک حس درونیه پس اعتماد به نفستون رو بالا ببرید و از زندگی و جوونی خودتون لذت ببرید چون ازدواج مکمل زندگیه ولی همه زندگی شما نیست !

پنجم هیچ وقت انرژی منفی به خودتون ندید و فکر نکنید که ممکنه فردتون رو پیدا نکنید !اگر اینطور کر کنید همین بلا سرتون میاد پس رها باشید  و ایمان داشته باشید که اگر خدا بخواد یک روزی یک جایی یک جوری براتون این اتفاق میوفته که باورشم براتون سخته !‌باور نمی کنید برید از کسانی که ازدواج کردن بپرسید

جهت تکمیل صحبتها به آرشیو مطالب گذشته  قانون هستی برید اون روزها هم من درگیر همین مسائل بودم ولی الان که به اون روزها نگاه می کنم به خودم می گم شاید نیازی به این همه استرس و اضطراب نبود !!!

ششم هیچ خواستگاری و یا پیشنهادی  رو بدون یکبار دیدن رد نکنید حتی اگر بدونید این فرد مناسب شما نیست چون هیچی برای شما نداشته باشه یک شناخت از اون قشر از افراد و آقایون و یا خانمها برای شما داره

در مورد صحبتهای قبل از ازدواج

روز اول بهتره در جای عمومی قرار ملاقات بگذاری اگر این اتفاق افتاد شما به یک کافی شاپ و یا رستورانی جایی برید سر موقع به قرار برسید مرتب و خوش عطر و خوشگل موشگل برید فکر نکنید این فرد که ارزش این همه رسیدگی رو نداره و... شما کار خودتون رو بکنید زمان دیدار خوش برخورد و گرم سلام و احوال پرسی کنید نه خیلی یخ و سرد برخورد کنید طرف سردش بشه و فرار کنه ازتون و نه خیلی گرم که بسوزه و فرار کنه

اگر بخاطر مسائل فرهنگی شما مجبور شدین خونه همدیگر رو ببینید سعی کنید خوب به حرفهای طرفین و برخورد و ... دقت کنید و ظاهر همو بپسندین و اگر تنها رفتین تو اتاق بشینید و همین صحبتهای کلی رو انجام بدین ولی حتما با یک سیاستی سعی کنید خانواده ها رو متقاعد کنید که دیدارهای بعدیتون در جای عمومی باشه

سعی کنید از مسائل کلی صحبت کنید مثلا معرفی خودتون و خانواده و کمی فرهنگ و تحصیلات و تعداد خواهر و برادر و شغل و آینده شغلی و ...

دیدارهای بعدی بهتره کمی ریز تر بشید یادتون باشه دلیلی نداره شما فک کنید نوع صحبتها باید پرسشی باشه شما می تونید از خاطراتتون بگید ولی چیزی باشه که منظورتون رو در مورد آینده و دیدتون به طرف نشون بده و یا ازش بخواهید کمی از کودکیش بگه که چطور بوده و... شما باید سعی کنید از میون صحبتهای معمولی که زده می شه برداشتهاتون رو داشته باشید

مثلا از کنار یک مغازه بوتیکی رد می شید بپرسید نظرش در مورد لباسها چیه بعد می تونید بگید من مثلا لباس کوتاه مجلسی بیشتردوست دارم و می پوشم  نظر شما چیه ؟و یا اینکه بیشتر از کجاها خرید می کنید و ... شما به سادگی می تونید از این حرفهای ساده که ممکنه حتی با دوستتونم بزنید کلی نتیجه بگیرید و برداشت داشته باشید

سعی کنید بعد از یکی دو دیدار دیگه  در بیرون ازش بخواهید با خانواده بطور رسمی به خونه بیان تا خانواده ها هم همدیگر رو ببینند چون نظر خانواده هم می تونه کمک خوبی باشه

شما می تونید از نوع گل و لباس و برخورد و ... متوجه بشید چقدراز نظر فرهنگی بهم نزدیک و یا دور هستین

یادتون باشه همه آدمها کامل نیستن همینطور که منو شما هم نیستیم پس انتظار نداشته باشید یک فردی پیدا بشه که تمام و کمال بهم بخورید

برای خودتون الویت بندی کنید هر کس بنا به خصوصیات و شرایط فکری و اعتقادی خودش و...

مثلا الویتهای من اینها بود

1- اخلاق و آداب معاشرت خوب  و مهربون باشه

2-طرز فکر و اعتقاد های نزدیک بهم

3- شغل و موقعیت اجتماعی

4-سطح خانواده و فرهنگی

5- تحصیلات

6-مادیات

7- ظاهر

8-حس داشتن خوب نمی گم عاشق شدن چون تعریف عشق بسیار خاصه

9-فاصله سنی 5 تا 8 سال

10- تعداد خواهر و برادر و سطح شغلی و اجتماعی و فکری اونها

به نظر من الویتهای اول خیلی مهم هستن مخصوصا اخلاق داشتن  از من به شما نصیحت من از زندگیم خدا رو شکر راضی هستم چون اخلاق همسرم خوبه هر چند من هم از نظرهمسری اخلاقم خوبه ولی می دونم اگر اون بد بود من هم به این خوبی نبودم

از الویتهای که نوشتم از همه اونها در حد متوسط و بعضی ها  خوب وجود داشت ولی خوب از نظر فاصله سنی اصلا و یا تعداد خواهر و برادر ولی دیدم اینقدر الویتهای اولم قوی هستن که اینها رو چشم پوشی کردم چون احساس کردم اونها خیلی برای من مهم نیست

دوستان خوب تعادل در هر چیزی حرف اول رو می زنه ما نباید اهل افراط و تفریط باشیم چون اینطور زندگی یا ما خیلی خوشحالیم یا خیلی ناراحت ولی متعادل باشیم ما همیشه یک احساس رضایت نسبی و خوبی از خودمون و زندگیمون داریم

یادمون باشه هر کسی برای شناختش یک زمانی می بره اگر کسی صادق باشه و زندگی رون و آرام و معمولی داره شناختش از کسی که پیچیدگی زندگی و کودکیش بیشتره زمان بیشتری می بره پس شاید یکی 1 ماهه به شناخت نسبی برسه یکی ممکنه 6 ماهه ولی من فکر می کنم نهایتش برای یکی 1 سال بیشتر وقت نگذارید چون مشخصه برید تو زندگی هم باز نمی تونید این آدم رو بشناسید !حواستون به احساسات و زبون و ... طرف نره چیزهای مهم رو فراموش کنید

شما باید به یک شناخت خوبی برسید یعنی خوبیها و بدیهاشو متوجه بشید و اگر خواستین قبولش کنید اون شخص رو با دید کامل و قبول تمام خوبیها و بدیهاش بپزیرید

اینم بدونید هیچ آدمی رو نمی تونید تغییر بدین مگر خودش بخواد پس فکر اینکه عوضش می کنم رو از سرتون بندازید بیرون فقط شما می تونید روی هم تاثیرات مثبت و منفی بگذارید که اونم باید اول شما مراقب رفتارهای خودتون باشید !

بهتره نه خوش بین باشید در بد بین بهتره واقع نگر باشید

و اینکه قرار نیست همه فامیل تو یک سن خاص ازدواج کنند از کجا معلوم که در سن بالاتر و یا بعدها کیس مناسب و خوبی داشته باشید پس اگر فکر می کنید فردی تمام الویتهای شما رو در حد معقول و مناسب داره قبول کنید همین فامیل که می گن چقدر زود ازدواج کرد کمی سنتون هم بالا تر بره می گن چقدر داره دیر ازدواج می کنه و یا 4 تا هم می گذارن روش و یک چیزی می کن که باعث ناراحتی تو می شن پس بهتره هر کسی بنا به صلاح زندگیش تصمیم ازدواج بگیره  

خوب فکر می کنم با این پست جواب چند تا از دوستان رو دادم خدا رو شکر

/ 0 نظر / 812 بازدید