توضیحات

راستش من اینقدر در عجبم که نمی دونم چی بگم !

راستش می خواستم توضیحات بیشتری بدم و منظورم رو برسونم ولی خوب فکر می کنم بی فایده است چون شما همون چیزی که دوست دارین رو برداشت می کنید و اینجا هم برداشت از مطالب آزاده

ولی چند تا سوال می پرسم امیدوارم کمکی باشه !

1- در این پست من حرفی از ازدواج زدم ؟

2- در این پست من حرفی از ازدواج درست و غلط خودم زدم ؟

3- در این پست من زندگی تمام دخترهای مجرد رو زیر سوال بردم ؟

4- آیا شما خودتون رو از جمله دختران بی هدف و سر در گم می دونید که نمی دونند چی می خوان و برای خودشون ارزشی قائل نیستن و خودشون رو دوست ندارن ؟و پسرها ازشون سو استفاده می کنند و می رن ؟ اگر خدایی نکرده اینطوره و بهتون بر خورده من خوشحالم چون زشتی زندگیتون رو به تصویر کشیدم اگر نیستین که دلیلی برای این همه ناراحتی نمی بینم

5-آیا من از اون جمله دخترانی نبودم که بعد از ازدواج هنوزم نسبت به شما دخترهای مجرد احساس تعهد دارم و دوست دارم شما راه هایی که من خودم رفتم و نتیجه داشته و یا نداشته رو انجام بدین و یا ندین ؟ آیا این حرفهای شما به دور از انصاف نیست ؟

6- آیا شما این اصطلاح رو در مورد زندگی و یا چیزهای الکی نشنیدین که اسم آب دوغ خیاری روش می گذارن ؟

7- آیا شما این جمله رو نشنیدین که می گن یک آشی برات پختم ؟ آیا شما فکر نمی کنید می تونید برای زندگی خودتونم آش بپزین ؟

9- آیا شما دخترانی را در جامعه نمی بینید که برای پر کردن خلا های زندگیشون با مردهای متاهل دوست می شن و حتی خانواده هایی رو بهم می زنند ؟

10- آیا شما فکر می کنید همه دخترها همینقدر بد و بی برنامه و ... هستن ؟

11- آیا شما زندگی این ازدواجها ر دیدین ؟

12- آیا شما مجبور هستین تمام پسهای خوب و بد این وبلاگ رو بخونید ؟

در هر صورت من لازم دونستم این پست رو بنویسم چون کامنتهای خصوصی زیادی دارم که همشون برای بد انتخاب کردن زندگیشون بوده و الان در یک تله ای افتادن که نمی تونند ازش بیرون بیان و فکر می کنند ازشون سو استفاده شده بی خبر از اینکه خودشون باعث این مشکل شدن و خودشون حصارهاشون رو ضعیف انتخاب کردن که به این روز افتادن

 

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید